تبلیغات
کلبه ای از عشق - ***************(خواب دیدم )***********اثری از ریتا استریكلند








کلبه ای از عشق

 

خواب دیدم

در خواب با خدا گفتگویی داشتم 

خدا گفت :

پس می خواهی با من گفتگو كنی ؟

گفتم بلی :

اگر وقت داشته باشید .

خدا لبخند زد.

فرمود :

وقت من ابدی است .

چه سوالاتی در ذهن داری كه می خواهی از من بپرسی ؟

گفتم :

اینكه چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب

 می كند ؟

خدا پاسخ داد ....

اینكه آنها از بودن در دوران كودكی ملول می شوند .

عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكی را می خورند .

اینكه سلامتیشان را صرف بدست اوردن پول می كنند

 وبعد 

پولشان را خرج حفظ سلامتیشان !

اینكه با نگرانی نسبت به اینده

 زمان حال

 فراموششان

 می شود .

انچنان كه دیگر نه در اینده زندگی میكنند و نه در حال!

 اینكه چنان زندگی می كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد !

و چنان می میرند كه كه گویی هرگز زنده نبوده اند !

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساكت ماندیم .

بعد پرسیدم .....

به عنوان خالق انسانها

می خواهید انها چه درس هایی از زندگی بیاموزند ؟

خدا با لبخند پاسخ داد .

اینكه یاد بگیرند كه

 نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد

اما می توان محبوب دیگران    شد !                        

یاد بگیرند كه خوب نیست خود را با دیگران مقایسه كنند .

یاد بگیرند كه ثروتمند كسی نیست كه دارایی بیشتری دارد .

بلكه كسی است كه نیاز كمتری دارد .

یاد بگیرند كه ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل كسانی كه دوستشان داریم ایجاد كنیم .

اما  سالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التیام یابد

با بخشیدن

بخشش بیاموزند

یاد بگیرند كسانی هستند كه انها را عمیقا دوست دارند

 اما بلد نیستند احساسشان را نشان دهند

یاد بگیرند كه می شود دو نفر به یك موضوع واحد نگاه كنند و انرا متفاوت ببینند .

یاد بگیرند كه همیشه كافی نیست دیگران انها را ببخشند

 بلكه خودشان هم باید خود را ببخشند

و یاد بگیرند كه من اینجا هستم .

همیشه

همه جا

اثری از  ریتا استریكلند


نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت 11:51 ق.ظ توسط روشا دلنوشته های شما |





Design By : ParsSkin.Com